محمد بن عبد الله بن عبيد الله بن محمود

442

تحفه خانى ( فارسى )

تشويش و بايد كه بهر حيله كه تواند خواب كند كه در غثيان و قى چيزى انفع ازو نيست و مىبايد كه بمشام عليل از روايح طيبه برسد مثل بوى سيب و بهى و امرود و آنچه قابض باشد از فواكه و اگر عليل را غشى حادث شود بر روى آب سرد و گلاب بايد پاشيد و بازوى هر دو ساق محكم‌تر بايد بست تا به درد آيد و موجب شعور و وقوف شود هر دو كف دست و هر دو كف تا نيك بايد ماليد كه در ازاله غش نيك موثر است و هرجا كه بشعور آيد شربت سيب و يا شربت بهى از هركدام كه حاضر باشد ده مثقال با گلاب و آب سرد بايد داد و غذا نان كه در آب بهى و يا آب بهى تر كرده باشند چند لقمه بايد داد و يا نان كفك در شربت سيب بايد داد و مراد بكفك نان بكسمات دو آتشه است و يا در شربت بهى و يا دوغ . . . . . . و اگر چنانچه در قى و اسهال شده باشد مناسب آنست كه سنگ و يا آهن در آتش سرخ ساخته دو سه نوبت در دوغ فرود برند و مقصود ازين فعل آنست كه قبض درو پيشتر شود و يا غذا از آش سماق كه درو گوشت مرغ يا طيهو يا درّاج باشد ببايد داد اما از گوشت آن قليلى كه همان حال سابق دست ندهد درين حين كه اگر حال اول دست دهد نجات و فلاح نيست و مهلك است و اما اگر صاحب علت احساس بسوزش معده كند و حوالى او بايد كه تالقان جو به آب سرد كه درو بوقت باشد و يا تالقان سنجد به آب سرد خورد و بر فم معده بهى كوفته و يا تالقان بهر با گلاب ضماد كند و قدرى تالقان جو نيز به آن بياميزد و اگر عليل را در اسهال افراط نشود و زمان تابستان باشد و مانعى از نزله و زكام نباشد بايد او را در آب سرد زمانى نيك فروبرند كه از آب متاثر شود و بعد از آن بيرون آرند و اگر